محمد بن حسين رازي

433

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )

چون لشكر فرس از قادسيه برفتند و خبر به يزد جرد بن شهريار رسيد و پيكى آمد كه رستم را با جمله لشكر كشتند و پنجاه هزار از لشكر فرس كشته شدند . يزدجرد با اهل و عيال بيرون آمد تا بگريزد به در ايوان بايستاد ، گفت : سلام خدا بر تو باد ، اينك مىروم تا از من يا فرزندان من به تو آيد و زمان او نزديك نرسيده است . سليمان ديلمى گويد نزد صادق عليه السلام رفتم و اين حال ازو پرسيدم . گفت : آنچه مىگويد با يكى از فرزندان من و زمان او نزديك نرسيده است كدام خواهد بود ؟ گفت : صاحب شما قائم به فرمان خداى تعالى ششم از فرزندان من است ، و فرزند يزدجرد است از قبل مادر زين العابدين عليه السلام شهربانويه دختر يزدجرد بن شهريار . حكايت روز قادسيه روايت كند از محمد بن جعفر آدمى ، از اصل عبيد بن ناصح ، از حسين بن علوان كلبى ، از وهب بن منبه ، كه موسى عليه السلام در آن شب كه ندايى شنيد نظر كرد جمله سنگ‌ها و درختان و نبات و كوه طور ناطق بودند به ذكر محمد صلوات اللّه و سلامه عليه و دوازده وصى از بعد او رسول . حضرت موسى گفت : الهى هيچ نمىيابم از مخلوقات تو الا كه آن ناطق است به ذكر محمد و اوصياى وى كه دوازده‌اند : منزلت او نزد تو چيست ؟ بارى تعالى خطاب كرد كه اى موسى بن عمران ، من نور ايشان بيافريدم پيش از آفريدن نورها و در خزانه قدس خود ضبط كردم در رياض مشيب من تردد مىكردم و شم نسيم جبروت و مشاهده اقطار ملكوت من مىكنند تا آن وقت كه خواهم انفاذ قضا و قدر كنم . اى پسر عمران ، من ايشان را منزلتى و رفعتى داده‌ام تا غايتى كه بهشت را بديشان بيارايم ؛ اى پسر عمران ، متمسك باش به ذكر ايشان كه خازنان علم من‌اند و عيبه حكم معدن نور من‌اند . حسين بن علوان گفت : اين معنى با صادق عليه السلام بگفتم گفت : حق است اين خبر ، و ايشان دوازده‌اند از آل محمد و